السيد موسى الشبيري الزنجاني
2382
كتاب النكاح ( فارسى )
ولى دليل روشنترى در اينجا وجود دارد كه به ذهنم رسيده بود كه چرا به آن تمسك نكردهاند ، بعد ديديم كه مرحوم آقاى خويى آن را متعرض شدهاند ، اين دليل اين است كه در روايت حجّ تصريح شده كه در وقاع علاوه بر كفاره بدنه ، بايد زن و شوهر به موقت از هم جدا شوند ( كه در حد تفريق اختلافاتى هم در روايات وجود دارد ) اين روايات صريح در نفى حرمت ابد است ، چون اگر حرمت ابد ثابت بود ، حكم به جدائى موقّت زن و شوهر از يكديگر معنا نداشت . از سوى ديگر ، در هيچ يك از روايات كفاره نزديكى با همسر در حال احرام از حرمت ابد سخن به ميان نيامده ، با اين كه اگر حرمت ابد ثابت بود ، مىبايست اين روايات كه در مقام بيان كفارات ( كه حرمت ابد هم از جمله آنها است ) مىباشد . متعرض حرمت ابد هم مىشد . خلاصه ، ظاهر سكوت از ذكر حرمت ابد در اين روايات و صريح حكم به تفريق موقت ، عدم حرمت ابد مىباشد . ج ) مسأله 3 : 1 ) متن مسأله : « لو تزوّج فى حال الاحرام و لكن كانَ باطلًا من غير جهته الاحرام كتزويج اخت الزوجة او الخامسة فهل يوجب التحريم أوْ لا ؟ الظاهر ذلك لصدق التزويج فيشمله الاخبار ، نعم لو كان بطلانه لفقد بعض الامر كان بحيث لا يصدق عليه التزويج لم يوجب » . 2 ) توضيح مسأله : آنچه مسلم است و در آن اختلافى نيست اين است كه اگر عقدى لو لا الاحرام صحيح باشد ، اگر در حال احرام انجام شود باطل و ( با شرايط خود ) حرمت ابد